سيد علي اكبر قرشي

106

قاموس قرآن ( فارسي )

مقام افاضهء رحمت و نعمت ببندگان است . معنى آيهء اول چنين مىشود : مىماند پروردگارت كه داراى صفات جلال و جمال است خدائى كه در مقام ذات بالاتر از همه و در مقام نعمت ، معطى و مفيض همهء نعمتها است . در كشّاف از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نقل شده : « ألظَّوا بيا ذا الجلال و الاكرام » به خواندن خدا با اين جمله مداومت كنيد و آنحضرت كسى را ديد كه نماز ميخواند و ميگفت يا ذا الجلال و الاكرام فرمود : دعايت مستجاب شد . كره : ( بر وزن فلس و قفل ) ناپسند داشتن و امتناع . « كره الشّىء كرها و كراهة : ضدّ احبّه » ايضا كره ( بفتح اول ) بمعنى ناپسند شدن است . « كره الامر : قبح » . * ( لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ وَلَوْ كَرِه الْمُجْرِمُونَ ) * انفال : 8 . تا حق را ثابت و باطل را ابطال كند هر چند گناهكاران ناپسند دارند . در صحاح ، قاموس ، مصباح ، مفردات و اقرب نقل شده : كره بفتح اول ناپسندى و مشقّتى است كه از خارج بر شخص وارد و تحميل شود و بضمّ اول مشقّتى كه از درون و نفس انسان باشد . اين مطلب مورد تأييد قرآن مجيد است زيرا فقط در سه جا كره بضمّ اول آمده كه هر سه راجع بمشقت نفسى و درونى است * ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَهُوَ كُرْه لَكُمْ ) * بقره : 216 . * ( وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه إِحْساناً حَمَلَتْه أُمُّه كُرْهاً وَوَضَعَتْه كُرْهاً ) * احقاف : 15 . معلوم است كه كره در هر دو آيه از درون آدمى است نه از خارج . كره بفتح اول پنج بار به كار رفته و ظاهرا همه از خارج است مثل * ( فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ) * فصلت : 11 . بآسمانها و زمين گفت : بيائيد با رغبت يا كراهت يعنى حتما بايد فرمان بريد اگر برغبت نباشد مجبوريد . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً ) * نساء : 19 . در تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام نقل